تازه عید شروع شده بود و من خوشحال از اینکه کمی از این نا آرامی ها ی مدرسه خلاصی یافتم ولی بیشتر وقت ها با خودم می گفتم الکی این عید وگنده اش کرده اند چون کلا دو هفته است وتوی این دو هفته فقط باید تکلیف بنویسیم وکل آ زادی عملمان به جز خواب دو ساعت است که آن را هم مشغول دعوا با مادر گرام هستیم وبگذریم از آن که من هیچ وقت روز 14 اردیبهشت در مدرسه حضور نداشتم دلیلش هم کاملا معلوم است چون من در روز 14 ادامه مطلب
یک روز در مدرسه که به نظر می یومد روز خوبی باشه مشغول بازی در زنگ تفریح بودم که یکی از کارکنان من رو صدا زد تا وسط پیلوت رو تمیز کنم و من هم به خاطر اینکه از وقته کلاس بره قبول کردم ولی متاسفانه خیلی زود تمام شد که حتی 10 دقیقه هم از آن کلاس بد هنر هم نگذشته بود و من هم می خواستم به بحانه ی دست شادامه مطلب